۱ فروردين ۱۳۹۴ ساعت ۰۱:۳۳:۱۵ | | نوشته ‌شده به دست آرين | ( ) نظرات (0)
اين وب سايت با عنوان فناوري/تكنولوژي ساخت و ساز كار مي كند. شايد جمله فناوري ساخت و ساز براي شما بازديدكنندگان گرامي مبهم باشد و ايجاد سردرگمي نمايد. اين وب نما كه به تازگي فعاليت خود را آغاز نموده است در زمينه كلي صنعت عمران و هنر معماري مطالعه، پژوهش، و اطلاع رساني مي نمايد.  صنعت عمران و هنر معماري دو حوزه مجزا از يكديگر نيستند و نخواهند بود بلكه بر عكس مكمل و تمام كننده يكديگر مي باشند. در حوزه عمران ما به پژوهش و معرفي عناصر پايه و كليدي در ساختمان سازي ، راه سازي، شهرسازي و ... كه زير مجموعه صنعت عمران هستند مي پردازيم و در عين حال دست به شناخت اساسي فلسفه و اصول هنر معماري و همين طور عناصر و ابزارهاي علمي و هنري و بنيادين اين هنر اصلي، كه شماي كلي صنعت عمران را تشكيل مي دهد، مي زنيم. لازم به ذكر است كه  مطالعه و پژوهش و اطلاع رساني صنعت عمران و هنر معماري با هم و در كنار هم و همگام با يكديگر مي باشند و ما اين اصل مهم را در حقيقت اصل بنيادي اين تارنما قرار داده ايم.  فناوري ساخت و ساز يعني  نوآوري در ساختمان سازي، راه سازي، تونل سازي، پل سازي، شهرسازي، و به همين شكل يعني خلاقيت در طراحي معماري، دكوراسيون، طراحي داخلي ساختمان، طراحي دكوراسيون داخلي ، طراحي فضاهاي شهري، طراحي معماري در راه سازي، تونل سازي، و به طور كلي شهرسازي است. نويسنده: ARIYANARIANARTEMISSARIANFAR

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط:

:: برچسب‌ها: طراحي داخلي، طراحي معماري، دكوراسيون، دكوراسيون داخلي، طراحي دكوراسيون داخلي، طراحي داخلي منزل، طراحي داخلي ويلا، طراحي ويلا،
۶ فروردين ۱۳۹۴ ساعت ۰۵:۰۱:۴۰ | | نوشته ‌شده به دست آرين | ( ) نظرات (0)

فلسفه و تمدن كلاسيك يونان و روم باستان شالوده فكري و اجتماعي تمدن باخترزمين را تشكيل مي دهد و طي دو هزار سال گذشته همواره فلسفه كلاسيك در بينش ذهني و كالبد فيزيكي تمدن غرب مشهود بوده است. سبك كلاسيك كه در پي نفوق معماري مدرن از اوايل قرن اخير مورد بي توجهي نسبي قرار گرفته بود به تدريج بعد از انتقادي كه به سبك مدرن شد دوباره به صورت يك سبك مهم كه مي تواند پاسخگوي نيازهاي جامعه امروز باشد مطرح شد. معماران نئوكلاسيك همچون معماران پست مدرن توجه به گذشته دارند ولي يك اختلاف عمده بين اين دو ديدگاه نسبت به تاريخ وجود دارد. معماري پست مدرن در پي هويت انسان است و تاريخ هر قوم و ملتي به عنوان بخشي از هويت آن ملت تلقي مي شود، لذا آنها تاريخ فرهنگي و كالبدي و همچنين دستور زبان معماري هر قومي را در معماري خود در هر منطقه نمايش مي دهند .

 

هنر معماري پست مدرنيسم

هنر معماري پست مدرنيسم

 

البته معماري پست مدرن ملاحظات و ساختارهاي بسيار پيچيده تري دارد و گفتن اينكه آنها بدنبال هويت و كيستي انسان هستند مي تواند يكي از ده ها ملاحظات فكري و انديشه هاي فلسفي پنهان و آشكار هنر معماري در معماري پست مدرن باشد. هنر معماري اعم از كلاسيك و پست مدرن يك هنر دو وجهي است. به عنوان وجه نخست طراحي معماري از كليت و نماي يك اثر معماري ساخته شده سخن مي گويد و وجه دوم از طراحي داخلي و يا معماري داخلي پرده بر مي دارد. هر دو وجه هنر معماري در معماري پست مدرن و معماري تئوكلاسيك به چشم مي خورد. وجه نخست يعني طراحي معماري و نگاه ناظر به نما و كليت يك اثر معماري در پست مدرنيسم پر رنگ تر است و البته وجه دوم يعني طراحي داخلي و يا به معناي گوياتر طراحي دكوراسيون داخلي معماري ساختمان در معماري كلاسيك و نئوكلاسيك از اهميت بيشتري برخوردار مي باشد. اما اين كار به معني تقليد نيست بلكه بر اساس شرايط زماني و مكاني به صورت جديد و امروزي ظاهر مي شود، و لذا معماران پست مدرن در تغيير دادن تناسبات، رنگ ها و عملكرد هاي نمادهاي تاريخي به خود ترديد راه نمي دهند.

 

هنر معماري نئوكلاسيك غرب با رگه هاي ديني

هنر معماري نئوكلاسيك غرب

 

اما معماران نئوكلاسيك همچون كوينلن تري انگليسي(يكي از مهم ترين نظريه پردازان سبك نئوكلاسيك) معتقدند كه «نظم هاي كلاسيك الهاماتي آسماني و مقدس هستند» پس تغيير در آنها صحيح نيست و هر تغييري در آن باعث تبديل شدن كمال به نقصان مي شود. آنها دليل جاودانگي معماري كلاسيك را در همين مي دانند و از نظر معماران نئوكلاسيك سبك پست مدرن يك مد است زيرا در اين سبك اصول جاودانه معماري كلاسيك با طبع، نظر و منطق زميني تغيير داده شده است. معماران نئوكلاسيك سبك مدرن را نيز سبكي قابل قبول نمي دانند چنانكه كويلن تري گفته است «مدرنيسم پرهيز از هر روشي است كه كاركرد داشته است» لذا معماران نئوكلاسيك، گذشته و خصوصا معماري كلاسيك را منبع الهام خود مي دانند و معماري كلاسيك و يا سنتي را به همان گونه كه از نظر كالبدي بوده، براي احتياجات امروزه طراحي مي كنند. اما بايد توجه داشت كه در داخل اين فرم هاي تاريخي كليه وسايل رفاهي امروزي تدارك ديده شده است. اگر خواسته باشيم در يك جمله معماري نئوكلاسيك را تعريف كنيم مي توان گفت: ساختمان نئوكلاسيك، پوسته اي كلاسيك بر روي امكانات مدرن است. معماران اين سبك معماري كلاسيك را يك معماري لايزال و بي زمان مي دانند اصولي كه در اين سبك مانند نظم، تقارن، هماهنگي و كمال در زمان يونان براي خانه خدايان مطرح شده بود اصولي جاودانه است كه همچنان مي توان از آنها استفاده كرد.خدايان يونان خداياني زيبا و در حد كمال جاودانه بودند لذا خانه هاي آنان نيز بايد داراي همين خصوصيت مي بود بنابراين از مهمترين معابد كلاسيك كه معبد پارتنون در آتن مي باشد نماد شاخص معماري كلاسيك است كه به طور كامل بر اساس اصول رياضيات و هندسه طراحي و ساخته شده است. جالب است بدانيم در ايران نيز اولين سبك فرنگي كه بسيار مورد توجه قرار گرفت سبك نئوكلاسيك مي باشد كه در زمان ناصرالدين شاه در نيمه دوم قرن نوزدهم اين سبك به كشور ما نفوذ پيدا كرده است و همچنان نيز آثار آن بر پيكره شهرهاي ما نقش بسته است.

كومه سرا/ويرايش: ARIYANARIANARTEMISSARIANFAR


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط:

:: برچسب‌ها: هنر معماري,طراحي معماري,معماري پست مدرن,معماري نئوكلاسيك,طراحي داخلي,طراحي دكوراسيون داخلي,معماري داخلي،
۶ فروردين ۱۳۹۴ ساعت ۰۵:۰۰:۵۱ | | نوشته ‌شده به دست آرين | ( ) نظرات (0)

معماري داخليمجموعه دانش ، فن و هنري است كه با عناصر طراحي داخلي از قبيل فرم رنگ بافت و ... سعي در بهينه سازي فضاها و دست يابي به كارائي و كار كرد مناسب در كنار زيبائي معاني و معناها مي باشد. معماري داخلي با ايجاد مجموعه اي از بايدها و نبايدها "كثرت ها و كاستي ها "و قرار دادن فرم در برابر فرم و فضا " طبيعت در برابر هندسه ( معماري ارگانيك ) " داخل در برابر خارج و همچنين قدرت و منطق مردانه از يك سو و احساسات زنانه از سوي ديگر (كه در اوج وجود به تفاهم رسيده اند) مي كوشد ارتباط معنائي و فرمال (Formal) را مفهوم بخشد . در واقع معماري داخلي به وسيله اين تركيب مي خواهد به اهداف مورد نظر خود در طراحي فضا دست يابد.

 

 

در معماري داخلي با ايجاد ضرب و اهنگ در هندسه مي توان احساسات انساني را بيدار ساخت در تمامي ابعاد نفوذ كرد و حركتهائي غير از حركتهاي عمودي و افقي ايجاد كرد. ما در معماري با فركانس هاي نوري كه طول و عرض و ارتفاع را تعريف مي كنند، سروكار داريم و موقعي كه اين سه به موجزترين شكل واقع شود، شما احساس زيبايي مي كنيد مجموعه اي از اشكال هندسي، كه به صورت مجرد و بي هيچ واسطه اي در فضايي دو بعدي قرار گرفته اند. تناسبات، ابعاد، غلظت، توناليته رنگ هاي استفاده شده و تحريكات حسي موجود در هر اثر ، بيانگر هماهنگي دقيق در اجزاء است. انسان به واسطه گرافيك محيطي در كنار معماري داخلي با محيط پيرامون خود سخن مي گويد ، و با ديگران ارتباط برقرار مي كند. معماري داخلي در ايجاد فضايي مطلوب و دلنشين براي افراد جامعه نقش موثردارد. معماري داخلي به معنايي ملموس تر نوعي طراحي دكوراسيون داخلي مي باشد. دكوراسيون كه بر گرفته از واژه  دكور يعني نوعي خواست و اراده براي ايجاد نقش و نگارهايي خاص كه معمولا با مفهوم تزئين و زيبايي براي ايجاد لذت و آرامش  مي باشد، يعني محيا كردن شرايط ايجاد معماري داخلي است. دكوراسيون چه در معناي عام و چه خاص براي طراحي داخلي بكار مي رود. دكوراسيون داخلي محيط مناسب يعني فضايي كه بشر در آن بتواند فارغ از فشارهاي ناخواسته رواني رشد كرده و شكوفا شود و اين از خواسته هاي عقلاني و منطقي هر جامعه است. گرافيك " محيط زيبايي بصري و نظم و هماهنگي مطلوب فضا است. مقصود از تمام طرح هاي گرافيكي براي طراحي داخلي و طراحي معماري خارجي ايجاد فضايي براي زندگي پر نشاط و سالم و قانع كننده است. مشخص كردن يك مكان از مكاني ديگر ، زيبا سازي ، نظم و انسجام بخشيدن به فضا و گسترش حيطه فعاليت معماري داخلي، از اهداف گرافيك محيطي به شمار مي رود. معماري داخلي (Interior Design) كه به عنوان يك حرفه، يك هنر و يك صنعت در دنيا شناخته شده، بهينه سازي فضاهاي داخلي ساختمان ها به منظور انجام فعاليت هاي روزمره يعني زندگي وكار است. بخش اعظم عمر ما در فضاهاي داخلي بناها سپري مي شود. اين فضاها محيطي را ايجاد مي كنند كه پاسخ گوي نيازهاي اساسي ما نظير نياز به سرپناه بوده و بسياري از فعاليت هاي ما در آن صورت مي گيرد. همچنين آنچه به يك بنا روح مي بخشد، طراحي داخلي آن است. بنابراين مي توان گفت كيفيت طراحي دكورسيون داخلي از يك طرف تأثير مستقيمي بر نحوه انجام فعاليت هاي ما در آن دارد و از طرف ديگر نگرش، احوال و شخصيت ما را تحت تأثير قرار مي دهد.

 

 

بر اين اساس، هدف معماري داخلي، بهبود عملكرد فيزيكي و رواني فضا براي راحت سازي زندگي در آن است. فضاي معماري بدون طراحي داخلي يا اصلاً قابل استفاده نيست و يا در صورت قابل استفاده بودن، كارآيي لازم و بهينه را نخواهد داشت. معماري داخلي زندگي همه آحاد جامعه را تحت تأثير قرار مي دهد و تأثيرات آن در زندگي به وضوح قابل مشاهده است. از اين رو موضوع معماري داخلي به هيچ وجه محدود به اقشار مرفه و خانه هاي اعياني نيست. معماري داخلي مي تواند براي كل جامعه و طبقات كم درآمد هم مفيد باشد. اگر قناعت را اصل اساسي امروز جامعه بدانيم و قصد داشته باشيم امكان زندگي راحت را در فضاي 40 يا 60 متري آپارتمان ها فراهم كنيم، معماري داخلي يك ضرورت گريزناپذير خواهد بود. طراحي داخلي مي تواند به ما نشان دهد كه در يك فضاي كوچك چطور و با چه وسايلي بايد زندگي كنيم. از آنجا كه معماري داخلي در ارتباط مستقيم با ويژگي هاي روحي ـ رواني انسان قرار دارد، بايستي براي نيل به يك طرح مطلوب، ويژگي هاي رفتارهاي انساني در فضاهاي داخلي زيستي اعم از عمومي و خصوصي، در طراحي به دقت مورد توجه قرار گيرد. از اين رو طراح به هنگام طراحي داخلي با دو مقوله سروكار دارد: كاربرد آن فضا، و احساس و تأثيري كه مي خواهد آن فضا بر استفاده كننده داشته باشد. معماري داخلي طيف گوناگوني از عناصر و مؤلفه ها از قبيل فرم، نور، رنگ، بافت، كف، سقف، ديوار، عناصر كاركردي و تزييني و مبلمان را در برمي گيرد. اين عناصر ابزارهاي كار طراح هستند كه همگي بايد بطور هماهنگ و متناسب در يك طرح مرتبط و خوشايند قرار گيرند. معماري داخلي كه در حد واسط ميان طراحي معماري و طراحي داخلي و مفهوم كلي طراحي تجسمي  قرار مي گيرد، به همان ميزان كه شامل جنبه هاي كاربردي، ساختاري و فني مي شود، طراحي تجسمي و جنبه هاي بصري و زيبايي شناسانه را نيز در بر دارد. از اين رو معماري داخلي اغلب در رديف هنرهاي تجسمي به حساب آمده است و براي موفقيت در آن، بايستي تا حد نسبتاً زيادي با عناصر و اصول طراحي تجسمي و مبادي سواد بصري آشنا بود. اگرچه معماري داخلي امروزه به عنوان يك تخصص شناخته مي شود و محدوده بسيار وسيعي را در بر مي گيرد، اما از آنجايي كه اين رشته در ارتباط مستقيم با دكوراسيون داخلي خانه و زندگي روزمره مي باشد، شناخت الفباي معماري داخلي و تبيين مباني آن به زبان ساده براي عموم مردم و بويژه زنان خانه دار، به قابل فهم كردن آن و برخوردي علمي با اين پديده خواهد انجاميد و در نهايت تأثيري عميق بر كيفيت فضاهاي زيستي جامعه ما خواهد داشت.

 


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط:

:: برچسب‌ها: : معماري,معماري داخلي,طراحي داخلي,معماري خارجي,دكوراسيون,دكوراسيون داخلي,طراحي دكوراسيون داخلي,طراحي معماري,طراحي داخلي خانه,هنرهاي تجسمي,،
۱ فروردين ۱۳۹۴ ساعت ۰۱:۳۵:۰۴ | | نوشته ‌شده به دست آرين | ( ) نظرات (0)

يكي از وجوه اساسي هنر معماري، طراحي دكوراسيون داخلي و يا در معناي كلي تر طراحي داخلي مي باشد. در معماري داخلي، آفرينش محيطي زيبا و كاربردي، كاري سخت و پيچيده نخواهد بود اگر با عناصر اوليه و اصول كلي طراحي و به خصوص طراحي داخلي آشنا باشيم. شناسايي و رعايت اين عناصر و اصول، به ما ديدي درست و كاربردي مي دهد كه بر اساس آن مي توان دست به انتخاب زد. عناصر طراحي، در حقيقت ابزار اوليه ي طراحي  دكوراسيون داخلي هستند و عبارتند از: خط، شكل، فضا، فرم، بافت و رنگ. نحوه ي تركيب اين عناصر و قرارگيري آنها در محيط را اصول طراحي مشخص مي كنند. تعادل، ريتم و تاكيد، از جمله ي مهمترين اين اصول هستند

 

طراحي داخلي منزل واقع در سردشت

طراحي داخلي منزل واقع در سردشت

.

خط(Line): : از حركت نقطه به خط مي رسيم. هر خط داراي جهت، طول و ضخامت است. با استفاده از خطوط، شكل ها و فرم ها تشكيل مي شوند. مهمترين و كاربردي ترين خطوط  در معماري داخلي خطوط افقي و عمودي هستند.

خطوط افقي(Horizontal): : خطوطي قوي و داراي هارموني و ارتباط با زمين، آرامبخش، پذيرا و متين. استفاده از خطوط افقي در سطح وسيع باعث مي شود كه فضاي دكوراسيون داخلي عريض ترو درازتر به نظر برسد. يك حمام مثال خوبي از كاربرد خطوط افقي است. خطوط افقي بكار رفته در كاشي ديوارها، روشويي فضا را طويل تر نشان مي دهد.

خطوط عمودي(Vertical) : : اين نوع خطوط چشم، ذهن و روح را به بالا سوق مي دهند. جهت بالا در مفهوم خاص خود مي تواند به معني فراسوي يا بالاسوي باشد. به همين خاطر است كه در طراحي داخلي كليساها و مساجد قديمي بيشتر از خطوط عمودي استفاده مي شود. فضاها با استفاده از اين خطوط ، بلندتر و با عظمت تر به نظر مي رسند و احساس ثبات و امنيت را در بيننده بر مي انگيزانند. بهترين خطوط براي استفاده در سالن هاي طراحي دكوراسيون داخلي تالار عروسي و رستوران غذاخوري و نشمين هاي رسمي و همينطور ورودي ها هستند.

 

طراحي دكوراسيون داخلي تالار عروسي واقع در آذرشهر

طراحي دكوراسيون داخلي تالار عروسي واقع در آذرشهر

 

شكل(Shape) : : به سطحي كه توسط خطوط احاطه شده باشد، شكل مي گويند. شكل ها در حقيقت سطوحي دو بعدي هستند. مهمترين گروه آن اشكال هندسي مانند مربع، مستطيل، دايره، مثلث و ... هستند. كاربرد اشكال در معماري داخلي باعث ايجاد جذابيت و سبك مي شود. مثال هاي آن در معماري عبارتند از انواع سازه هاي هنر معماري (معماري داخلي و معماري خارجي)، كوسن ها، تابلوهاي نقاشي و..  .

سطوح با خطوط مورب(Angular): : خطوط مورب حسي از حركت، جنبش و جريان را به فضا مي بخشند. خطوطي دراماتيك و بي ثبات هستند. معمولا افراد تمايل بيشتري به ديدن اين نوع خطوط نسبت به خطوط صاف دارند و مدت زمان بيشتري مي توانند آن را تحمل كنند. شايد به اين دليل كه اين نوع خطوط ذهن را درگير مي كنند.

سطوح با خطوط شكسته(Diagonal): : اين خطوط هم مانند خطوط مورب انرژي و پويايي به فضاي طراحي داخلي بخشيده و تقابل زيبايي با خطوط عمودي و افقي موجود در فضا ايجاد مي كند.

فضا(Space): : به حجم يا محيطي سه بعدي گفته مي شود كه داراي طول، عرض و ارتفاع بوده و شامل تمامي فاصله ها، نواحي و نقاط مابين يا اطراف اشيا و فضاهاي خالي درون آنهاست. فضاها به دو نوع مثبت و منفي تقسيم مي شوند. به المان ها و احجام موجود در فضا، فضاي مثبت و نواحي خالي بين آنها، فضاي منفي ناميده مي شود.

مثبت و منفي(Positive and Negative): : دكوراسيون داخلي حمامي را در نظر بگيريد كه داراي دو فضاي منفي و مثبت باشد. فضاهاي منفي يعني فضاي زير روشويي و وان، چشم را بسوي خود جذب مي كند. فكر مي كنم طراح به اين خاطر از كاشي هاي مستطيلي شكل دراين  فضاي داخلي استفاده كرده است كه تاكيدي بر فضاهاي منفي حمام داشته باشد.

 باز (open) : يك آشپزخانه مثال خوبي براي اين نوع فضا مي باشد. در اين نماي داخلي كه بسيار خوب چيدمان شده، فضاي بسيار خوبي براي ترددها در نظر گرفته شده است.

فرم(Form): : هر شي سه بعدي در اين گروه قرار مي گيرد. مثال هاي آن؛ هرم، استوانه، مكعب و ... مي باشد. گاهي فرم ها از تركيب دو يا چند شكل بوجود مي آيند. فرم ها مي توانند در كنار رنگ و بافت غني تر شوند. بهترين مثال براي فرم در فضاهاي داخلي، مبلمان و كابينت ها هستند. فرم ها به دو دسته ي كلي تقسيم مي شوند: فرم هايي كه در دكوراسيون با استفاده از سطوح صاف تشكيل مي شوند و در مقابل طراحي داخلي فرم هاي منحني كه از تركيب سطوح داراي انحنا بوجود مي آيند.

فرم صاف(Rectilinear): : در يك آشپزخانه تمام فرم هاي بكار رفته مي تواند مستطيل شكل باشند. از كابينت ها و قفسه ها گرفته تا تيرك هاي سقف و پله ها. استفاده از فرم مستطيل به اين محيط باز و پذيرا، ثبات و ايستايي مي بخشند.

فرم منحني(Curved): : اين فرم ها به فضا تعادل، نرمي و آرامش مي بخشند و فضاهايي با حس موزون و آهنگين بوجود مي آورند. در كنار خطوط عمودي و افقي، باعث تلطيف فضا مي شوند. در يك فضاي طراحي دكوراسيون داخلي تالار عروسي فرم هاي منحني زيادي بكار رفته است. هر كدام از فرم هاي منحني، جزئيات متفاوتي دارند كه باعث جذابيت بيشتر محيط شده اند.

بافت(Texture): : به كيفيت قابل لمس يك سطح، بافت گفته مي شود. بطور كلي، دو نوع بافت وجود دارد: بافت قابل لمس (Tactile) كه با تماس با سطح آن را حس و درك مي كنيم؛ مثل زبري و نرمي. نوع ديگر بافت، بافت بصري (Implied) است كه معمولا در نقاشي ها و عكس ها يافت مي شود و آن بافتي است كه با ديدن و بدون لمس كردن، حس مي شود.

بافت زبر(Rough): : افزودن بافت به فضاي داخلي، باعث ايجاد جذابيت و تنوع مي شود.

بافت نرم(Smooth): : در يك آشپزخانه سطوح سخت، سنگ و چوب، پاليش و براق مي باشند و بافتي نرم و صيقلي به محيط مي بخشند.    

 رنگ: رنگ و تنوع رنگها در رنگ آميزي طراحي داخلي  بدين جهت از اهميت فراوان برخوردار است كه  دست طراح  معماري داخلي براي طراحي داخلي بسيار باز است و مي  تواند طرح هاي گونگون از دكوراسيون داخلي را بيافريند.

الگوي مكمل(Complementary): : رنگ سبزآبي ديوارها و قرمزنارنجي صندلي ها، رنگ هاي مكمل هستند. يك تركيب رنگي فوق العاده، كه در كنار رنگ طبيعي كابينت چوبي، رنگ مشكي كف و رنگ سفيد ميز و شيدهاي لامپ، تركيبي دلنشين و جذاب را ايجاد كرده است. رنگ صندلي ها به فضاي آرامبخشي كه رنگ آبي ايجاد كرده است، انرژي و نشاط مي بخشد.

لگوي تك رنگ(Monochromatic): : به عنوان مثال يك حمام تنها يك رنگ اصلي دارد: قرمز. استفاده از تناليته هاي مختلف قرمز و كاشي هاي قرمزي كه به پس زمينه بافت داده اند، به محيط جذابيت و عمق مي بخشند.

تعادل(Balance): : تعادل يا بالانس در طراحي دكوراسيون داخلي را در يك جمله مي توان توزيع مناسب در پراكندگي وزن بصري اشيا در طراحي داخلي دانست. سه راه براي ايجاد تعادل در محيط وجود دارد: متقارن (Symmitrical)، نامتقارن (Asymmitrical) و شعاعي (Radial).

متقارن(Symmetrical): : ابن نوع بالانس با استفاده از چيدماني كاملا مشابه و يكسان، در دو طرف خط تقارن ايجاد مي شود. از اين نوع چيدمان بيشتر براي فضاهاي رسمي استفاده مي شود. اين حمام با دو سينك، دو آينه، دو جاحوله اي و يك فريم شيشه اي كه همه ي اشيا را در خود جاي داده است، نمونه ي خوبي براي اين نوع تعادل است. حتي كابينت ها هم كاملا قرينه طراحي شده اند. به نظر مي رسد كه در دو طرف اين فضا، كمدها و نيمكت ها هم بصورت كاملا قرينه جانمايي شده اند. اين حمام حسي رسمي و پايدار را به نمايش مي گذارد.

نامتقارن(Asymmetrical): : امروزه از اين نوع بالانس در معماري داخلي بيشتر استفاده مي شود. بدين صورت كه در اين نوع تعادل نيز، چيدمان از نظر وزن بصري در دو طرف خط تقارن يكسان است. رسيدن به اين تعادل آسان نيست زيرا، تعادل نامتقارن با استفاده از وسايل مختلف و كاملا متفاوت از نظر بافت، رنگ و سايز ايجاد مي شود.

تعادل شعاعي(Radial): : با چيدمان عناصر حول يك نقطه ي مركزي بصورت دايره اي، به اين نوع تعادل مي رسيم. پلكان هاي مارپيچي در طراحي داخلي منزل، مثال خوبي براي اين نوع تعادل هستند

 

طراحي استخر واقع در بوشهر
طراحي داخلي استخر به سبك غار واقع در بوشهر

.

تاكيد(Emphasis): : براي ايجاد حالت تاكيد معمولا يك شي را به عنوان نقطه ي كانوني در فضا، در نظر گرفته و آن را از بقيه ي محيط  دكوراسيون داخلي و المان هاي پيرامون آن، متمايز مي كنند. هدف از ايجاد نقطه ي كانوني در فضا، افزودن جاذبه هاي بصري است. برخي از تكنيك هاي ايجاد آن؛ قرار دادن آن در مركز محيط، بزرگ كردن سايز، بافت دار كردن يا رنگين كردن المان مورد نظر مي باشد.

ريتم(Rhythm): : ايجاد ريتم در فضا باعث چرحش چشم در محيط شده و به بيننده لذت بصري مي بخشد. در يك طراحي داخلي خوب، ايجاد ريتم مناسب در فضاي دكوراسيون داخلي است. تكنيك هاي آن عبارتند از تكرار (Repitation)، مدرج سازي (Gradation)، انتقال (Transitiobn)، تضاد (Contrast) و چرخشي (Radiation).

تكرار(Repitation): : در حقيقت استفاده از عناصر (خطوط، اشكال، فرمها و ...) يكسان و تكرار آنها در يك طراحي داخلي مي باشد. اين تكنيك به فضا حس انسجام، هماهنگي و ثبات مي دهد. بطور مثال، در يك ورودي با استفاده از تكرار ستون هاي يكسان و با استفاده از نورپردازي هاي مشابه در كف، چشم در طول راهرو حركت كرده و احساس لذت مي كند.

مدرج سازي(Gradation): : در اين تكنيك، با استفاده از عناصر مشابه در فضا كه با ريتمي هماهنگ بزرگ يا كوچك شده و يا تغيير رنگ (روشن به تيره) داده اند، سبب ريتميك شدن فضا خواهد شد. در اين روش، چشم روي محور مدرج سازي در جهت بالا و پايين حركت مي كند.

انتقال(Transition): : اين تكنيك، باعث ايجاد حركت و چرخش چشم از يك نقطه به نقطه ي ديگر شده، بدون اينكه در حركت چشم وقفه اي ايجاد شود.

تضاد(Contrast): : وقتي يك شكل يا رنگ، در تضاد و تقابل با شي ديگر يا محيط (بصورت كلي) باشد، به يكي ديگر از تكنيك هاي ريتم يعني تضاد مي رسيم.

چرخشي(Radiation):: در اين نوع ريتم، عناصر طراحي  دكوراسيون داخلي در تعادل كامل با هم هستند، و معمولا به دور يك نقطه ي مركزي چيدماني شعاعي دارند.


نويسنده: فيروزه فقهي/ويرايش: ARIYANARIANARTEMISSARIANFAR


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط:

:: برچسب‌ها: معماري,هنر معماري,عناصر طراحي داخلي,اصول طراحي داخلي,عناصر و اصول طراحي داخلي,دكوراسيون,دكوراسيون داخلي,طراحي دكوراسيون داخلي,طراحي دكوراسيون داخلي تالار عروسي,معماري داخلي,فضاي داخلي,فضاهاي داخلي,خط,خطوط,خطوط افقي,خطوط عمودي,شكل,سطوح مورب,خطوط مورب,سطوح شكسته,خطوط شكسته,فضا,مثبت و منفي,باز,فرم,فرم صاف,فرم منحني,بافت,بافت زبر,بافت نرم,رنگ,الگوي مكمل,لگوي تك رنگ,تعادل,متقارن,نامتقارن,تعادل شعاعي,طراحي داخلي منزل,تاكيد,ريتم,،
[ ۱ ]